الان چندوقته که دیگه گریه نمیکنم

حتی وقتی بغض به راه نفس کشیدنم چنگ میندازه

حتی وقتی اشکام تا لب چشمم میان

من گریه نمیکنم...

حتی وقتی غرق شعرت که گفتی و خودت واسم خوندی میشم...

 

 

 

سخته...

ولی بازم گریه نمیکم.

وقتی مثل دیوونه ها...

با تن یخ زدم اتیش میگیرم و اروم اروم  تکرار میکنم

 

چشم انتظار     منتظر با صد امید و ارزو  

 

 

 او مرا امید میخواند            غافل از اینکه من ...

 

 

گریه نمیکنم

 

حتی وقتی یاد خاطرهامون میافتم

با دله خونم ...

ولی بازم گریه نمیکنم.

عهد کردم

دیگه گریه نمیکنم

 

گریه بر درد بی درمان دواست

ولی من بازم دیگه گریه نمیکنم.

فقط منتظرم...

یه وقتی

یه جایی

برسه

که اونو ببینم.