مخاطب خاص خاص

   خیلی دلگیرم ازش.......

 انقدر عرض کوچه را در انتظارت قدم زدم

   که یادم رفت کدام طرف کوچه ...بن بست بود

حالا فرقی نمی کند ...

از هر طرف که بیایی غریبه ای ...

 

 +مخاطب خاص خاصی که هرگز /هرگز پیدام نمی کنه و نمیخونم

گمشده

خواب به چشمام نمیاد

دلم صداتو باز میخواد

لعنت به این ثانیه ها

گمشده

...چقدر دلتنگم...

...

آهسته گام بر می دارم

و

می روم

از این شهر خیالی

و تو

در سطر سطر این کاغذها تا همیشه می مانی .

گمشده

با تمام وجودم

گمشدن

تو تنهایی و

حس میکنم...

می فهمم...

فاصله

به تو عادت دارم، مثل پروانه به آتش، مثل عابد به عبادت

و تو هر لحظه که از من دوری، من به ویرانگری فاصله می اندیشم

در کتاب احساس واژه فاصله یک فاجعه معنا شده است


تو توانایی آنرا داری که به این فاجعه پایان بخشی

گمشده

اینجا هرکی واسه خودش یک مخاطبو داره

ولی من

گمشدم

تا پیدا نشم

و

فقط واسه خودم باشم