امشب وزش دوست...
تکان خواهد داد
شاخه معنا را...
بُعد...پر پر خواهد شد...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۲ ساعت 23:52 توسط گمشده ( زنده یاد من . . . )
|
تکان خواهد داد
شاخه معنا را...
بُعد...پر پر خواهد شد...
دوستم نذاشت...
باورم نکرد...
نشناختم...
درد
داره
.
دیدمت
ولی ...
توی خواب...
بغلم کردی ...
ولی
توی خواب ...
دوستم داشتی
ولی ...
توی خواب
کاش ...
وای خدا ...

سختی
دنیا
چقدر
تلخی

خودت
دریابم
خدا
دلم...
خیلی...
گرفته...
تکرار
روزهای سرد ...
من ,
و دستی که نیست ...
بــرای
گــرم کردن پنج انگشت ...
داروخانه
ها هم , دیگر آتروپات ندارند ...
افسوس
, خدا را شکر , نفسی هست , هااا ...
گرم می
شود کمی , با دل یخ زده ام چه کنم , میدانی ؟
